از وقتی اون اتفاقا افتاد دیگه دلیلی نمیدیدم که بنویسم اما باز امید بهم برگشته
و قراره بریم جلو
قراره بریم از اینجا واقعا باید بریم و من تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که تو زبان باهات همراه باشم. میدونم نیازه کلاس بری ولی نمی دونم بهت بگم یا نه . چون می ترسم جا بزنی بگی من کار دارم فلان دارم ولی باید مدام سر کلاس باشی تا بشه پیشرفت کنی به حداقلی که ما نیاز داریم برسی.
امیداوارم موفق بشیم چون من می خوام که بشه.
اینکه مامانم اینا هم خیلی در مورد مهاجرت صحبت میکنن و دارن تصمیم میگیرن. نباید جوری باشه که اونا برن و ما بمونیم...
باید بریم

ما را در سایت حرف دلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58